انتشار یک تصویر تبلیغاتی از مجموعه جدید لباس مردانه دیور هزاران کاربر ایرانی را بر سر ذوق آورد تا به خاطرات دهههای گذشته نقب بزنند و طنازی خود را با کلام و تصویر نشان دهند؛ از یادآوری عکسها در آلبومهای خانوادگی گرفته تا بازسازی تصویر با قرار دادن چهره بازیکنان مشهور فوتبال، معلم مدرسه یا بازیگران سینمای ایران.
ماجرا با انتشار عکس جاش اوکانر با کتشلواری از دیور (Dior) آغاز شد. اوکانر که بهتازگی بهعنوان سفیر تبلیغاتی این خانهمد فرانسوی معرفی شده، یکی از چهرههای کارزار مجموعه جدید دیور به طراحی جاناتان اندرسون است. با این حال کتشلوار او با پیراهن پیچازی، فضای عکاسی، مو و تهریش نامرتب و ترکیببندی صحنه برای بسیاری از کاربران ایرانی آشنا به نظر میرسید. به طوری که انگار آن فضا فقط یک «پیکان جوانان» کم داشت.
این ترکیب بخشی از حافظه تصویری مشترک دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ ایران را زنده کرد و آن کت آزاد با شانههای افتاده، پیراهن چهارخانهای که داخل شلوار قرار گرفته بود، شلوار فاقبلند با دو پیله و پاچههای بلند مجموعهای را شکل دادند که برای بسیاری یادآور پوشش مردان طبقه متوسط شهری در آن سالها بودند.
این مد در اروپا و آمریکا نسبت به ایران، عمر کوتاهتری داشت و از اوایل دهه ۱۹۹۰، شلوارهای راسته و بعد تنگتر جای آن را گرفتند، اما در ایران، این سبک پوشش که بیشتر از میز برش طراحان، تحت تاثیر شرایط سیاسی روز قرار گرفته بود، یک دهه بیشتر دوام آورد.
تغییر سبک پوشش یکی از آشکارترین جلوههای تغییر چهره ایران پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ بود. در سالهای نخست، حتی لباس تمیز، اتوکشیده و رسمی هم نشانه تجمل، وابستگی به فرهنگ گذشته و اصطلاحا «طاغوتی» تلقی میشد و در مقابل، ظاهر ساده و خاکی ارزش ایدئولوژیک پیدا کرد.
جنگ ایران و عراق نیز این تصویر را تقویت کرد و لباسهای تیره و کاربردی، چهره اصلاحنشده و موهای آشفته با مفاهیمی چون انقلابیگری، مردمی بودن، زهد و آمادگی برای شرایط جنگی پیوند خوردند.
این تغییر تنها واکنشی به کمبودهای اقتصادی یا وضعیت جنگ نبود، بلکه بخشی از زبان بصری حکومت جدید برای فاصله گرفتن از سبک زندگی دوره پهلوی به شمار میرفت؛ زبانی که بهتدریج کتشلوارهای خوشدوخت، متناسب اندام و متاثر از خیاطی کلاسیک هالیوود در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ را به حاشیه راند و آنها را با لباسهای آزادتر و عمدا بیاعتنا به ظرافتهای پیشین، جایگزین کرد.
یکی از پیامدهای این فشار عقیدتی پس از وقوع انقلاب اسلامی، محدود شدن ارتباط خیاطی و پوشاک ایران با جریانهای روز مد جهان بود؛ ارتباطی که پیشتر به لطف دسترسی به مجلههای مد روز، صفحات معرفی تازهترین مدلهای لباس در نشریاتی چون «زن روز» و مجلههای تخصصی خیاطی مانند «بوردا» (Burda) شکل گرفت، اما بعد از انقلاب ورق برگشت. بسیاری از ما هنوز انتخاب مدل لباس از مجلههایی را که تصاویر زنان در آنها با بدسلیقگی با ماژیک سیاه پوشانده و «سانسور» شده بود، به یاد داریم.
این وضعیت در کنار اقتصاد جنگی، محدود شدن واردات پارچههای خاص و کاهش تولید برخی کارخانههای نساجی داخلی به تداوم بعضی الگوهای لباس دهههای قبل در ایران کمک کرد و مد مردانه نیز هرچند کمتر از مد زنانه، تا حدی تحت تاثیر این محدودیتها قرار گرفت.
خیاطهای خانگی و تولیدکنندگان داخلی در غیاب دسترسی به منابع اصلی، از روی نمونههای خارجی دوختهشده الگو میکشیدند یا تنها با نگاه کردن به تصاویر مدلها چه در مجلات چه در فیلم سینماییها، آنها را اجرا میکردند.
بخشی از روند انتقال الگوهای مد غربی به تولیدیهای پوشاک ایران نیز با نوعی «مهندسی معکوس» انجام میشد. به این معنا که یک کتشلوار دوختهشده را میشکافتند و بر اساس قطعات آن الگو میگرفتند. این روند در ایرانی به نظر رسیدن نسخه نهایی هم موثر بود، زیرا به جای ورود مستقیم کالای آماده، الگوی خارجی در مرحله برش و دوخت، با سنتها و مهارتهای خیاطی مردانهدوزی در ایران ترکیب میشد. همین جا هم بود که پیله شلوار بهعنوان عنصری کاربردی در لباسهای کاری و اداری، برجسته شد. آنچه بخش بزرگی از شوخیها و بازسازیهای تصویری کاربران ایرانی را شکل داد، نیز همین مدل شلوار دیور بود که سالها در تقابل با شلوارهای رسمی راسته و بدون چین، اصطلاحا «خز» یا ازمدافتاده تلقی میشد.
در تصویر جاش اوکانر پیش از هر چیز، شلوار است که جلبتوجه میکند. فاق آن بسیار بلند است و دو پیله عمیق درست زیر کمر در قسمت ران، حجم قابلتوجهی ایجاد کرده است. این حجم بهآرامی تا پایین پاچه ادامه پیدا میکند و برخلاف بسیاری از شلوارهای دهه ۱۹۸۰، در قسمت مچ تنگ نمیشود، بلکه با افتی نرم روی کفش قرار میگیرد.
پیله در شلوار در اصل عنصری تزیینی نبود. خیاطان از قرن نوزدهم میلادی برای آنکه بدون افزایش اندازه دور کمر، فضای بیشتری برای حرکت ران و نشستن ایجاد کنند، بخشی از پارچه را زیر کمربند تا میزدند. از این رو، شلوارهای پیلهدار ابتدا پاسخی به یک نیاز فنی در خیاطی بودند و بعدها به بخشی از زیباییشناسی لباس مردانه تبدیل شدند.
شکل امروزی این شلوارها در دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ تثبیت شد؛ دورانی که کتهای مردانه با شانههای پهنتر و شلوارهای فاقبلند با یک یا دو پیله در جلو و فضای آزاد در قسمت ران، دوخته میشدند.
این تناسبات بعدها به یکی از ویژگیهای خیاطی کلاسیک بریتانیا و ایتالیا تبدیل شدند، اما دورهای که این فرم را در حافظه تصویری چند نسل ثبت کرد، دهه ۱۹۸۰ (۱۳۶۰) بود که جورجیو آرمانی ساختار خشک و رسمی کتشلوار مردانه را نرمتر کرد و شلوارهای فاقبلند و پیلهدار را بار دیگر به جریان اصلی مد بازگرداند. این زبان طراحی از طریق سینما، مجلههای مد و پوشاک آماده در سراسر جهان گسترش یافت.
در ایران نیز همین فرم، البته با تفسیری محلی، رواج پیدا کرد. بسیاری از شلوارهای مردانه دهه ۱۳۶۰ فاقبلند، دو پیله، گشاد در قسمت ران و از جنس پارچه فاستونی بودند و با کتهای آزاد و پیراهنهایی پوشیده میشدند که داخل شلوار قرار میگرفتند. این تصویر بارها در عکسهای خانوادگی، فیلم سینماییها و محیطهای اداری آن دوران تکرار شد. رواج این «لباس فرم» در بانکها، ادارات دولتی و شرکتهای خصوصی رونقگرفته در اقتصاد پس از جنگ، به بخشی از حافظه جمعی ایرانیان تبدیل شد.
لباس جاش اوکانر نیز از همین خانواده بصری پیروی میکند، هرچند بازسازی مستقیم مد دهه ۱۳۶۰ ایران یا حتی دهه ۱۹۸۰ نیست. منبع الهام اصلی جاناتان اندرسون برای طراحی مجموعه مردانه دیور (زمستان ۲۰۲۶–۲۰۲۷)، طراح افسانهای و پیشگام فرانسوی قرن بیستم، پل پوآره (Paul Poiret) بود. اندرسون، در این مجموعه عناصری از چند دوره تاریخی را کنار هم قرار داده است: خیاطی کلاسیک دهههای ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، شلوارهای «دراپ هالیوودی» (Hollywood Drape) دهه ۱۹۳۰، کت آزاد با حالوهوای دهه ۱۹۸۰ و یقههایی با تناسبات عمدا اغراقشده.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
شاید به همین دلیل بسیاری از ما هنگام دیدن این تصویر احساس کردیم آن را پیشتر جایی دیدهایم. آنچه در ذهن ما زنده شد، نه یک لباس مشخصا ایرانی، بلکه خاطره دورانی بود که نسخهای از همین زبان جهانی خیاطی، با تغییراتی در الگو، پارچه و دوخت، به پوشش روزمره مردان ایران راه یافته بود.
بسیاری از عناصری که جورجیو آرمانی در مد مردانه تثبیت کرد، در سالهای اخیر دوباره به پوشاک مردانه بازگشتند؛ از شلوارهای پیلهدار و کتهای راحت و ژاکتمانند گرفته تا پارچههای آزاد و افتاده.
شلوارهای پیلهدار در مجموعه بهار و تابستان ۲۰۲۷ لئو دلاورکو (Leo Dell’Orco)، مدیر خلاق بخش لباس مردانه جورجیو آرمانی، نیز جایگاهی ویژه داشتند؛ شلوارهایی آزاد، افتاده و مناسب هوای گرم که به جای چسبیدن به بدن، با حرکت پارچه و تناسب دقیق، ظاهر مردانه را هم راحتتر و هم شیکتر نشان میدادند.
این شلوارها یادآور همان زبان آشنای آرمانیاند: رسمی اما نرم، بیتکلف اما حسابشده؛ زبانی که زمانی از میلان به سینما و پوشاک روزمره جهان راه یافت و اکنون در تصویری از دیور، خاطره مردان دهههای ۱۳۶۰ و ۱۳۷۰ ایران را نیز زنده کرده است.

